اندر خم
جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد رمزی ز راز عشقت در صد زبان نگنجد
سودای زلف و خالت در هر خیال ناید اندیشه وصالت جزدر گمان نگنجد
هرگز نشان ندادند از کوی تو کسی را زیرا که راه کویت اندر نشان نگنجد
آهی که عاشقانت از حلق جان برآرند اندر زمان نیاید، و اندر مکان نگنجد
آنجا که عاشقانت یکدم حضور یابند دل در حساب ناید چون در میان نگنجد
اندر ضمیر دلها گنجی نهان نهادی از دل اگر برآید در آسمان نگنجد
عطار وصف عشقت چون در عبارت آرد؟ زیرا که وصف عشقت اندر بیان نگنجد...

....میگه که: هفت شهر عشق را
راست میگه انصافا.....



