باز گرد این مشق ها را خط بزن

یاد آن زمان ها بخیر.......

ادامه نوشته

هفته بیست و هفتم!

تو بین منتظران هم عزیز من ، چه غریبی / عجیب تر ، که چه آسان نبودنت شده عادت

چه بیخیال نشستیم ، نه کوششی نه وفایی / فقط نشسته و گفتیم ؛ خدا کند که بیایی ....

به یاد هشت سال دفاع ....... از نوع مقدسش

شهادت تنها یک کلمه نیست، شهادت یک مکتب است. شهادت گونه ای از زندگی است. شهادت یعنی عشق، یعنی رهایی، یعنی پرواز. شهادت در عین دلبستگی، رهایی دارد. خوشا به حال آن شیرمردان و آن شیرزنانی که در آن سال ها به بالاترین درجه ی آرزوهای آدمی رسیدند. مرگ در راه خدا. چه چیز شیرین تر و دلپذیرتر از آن است که عاشق در راه معشوقه ی خود و برای او بمیرد؟ آیا لذتی بالاتر از این هست؟

سلام بر آقای شهیدان حسین (ع). سلام بر ابالفضل عباس. سلام بر تو ای شهید. سلام بر تو ......

رفت و برنگشت و اين رسم روزگار ماند
چشم جاده ها هنوز، محو در غبار ماند
اين همه شب است و باز، اين همه حضور تلخ
فصل‌هاي محکم خالي از بهار ماند
تو همان که رفته‌اي، من همان که مانده ام
خواهش دوباره‌ات، پشت يک حصار ماند
دست مهربان تو، سمت آن طرفتر است
يک کبوتر غريب، باز بي‌قرار ماند
گرچه تکه‌تکه است و دلي شکسته است
خوب شد که لااقل از تو يادگار ماند
سال‌ها گذشت و هيچ، باورت نمي‌شود
چشم‌هاي من هنوز پاي انتظار ماند

ادامه نوشته

...

فقط دلم خواست بگم حالا که هستیم

قدر بودنمون

کنار هم بودنمون رو بدونیم....

شهریار دل ها و شهریار غم ها

نقش مزار من کنید این دو سخن که شهریار

با غم عشق زاده و با غم عشق داده جان

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار

اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند

در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

این سفر راه قیامت میروی تنها چرا

 

28 شهریور روز بزرگداشت فرهنگ و ادب پارسی و گرامیداشت بزرگ مرد شعر معاصر ایران، شهریار دوران ها، سید محمد بهجت تبریزی را بر تمام دوستان تبریک می گوییم. 

ادامه نوشته

ماه من پرده از آن چهره زیبا بردار.....

ماه من پرده از آن چهره زیبا بردار

تا فلک لاف نیاید که چه ماهی دارد

--------------------------------------------------

چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند

و تماشای تو زیباست اگر بگذارند

من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم

خانه دوست همین جاست اگر بگذارند

ادامه نوشته

هفته بیست و ششم

ادامه نوشته

کمی از بحر طویلی که کمی نیمایی است 2

سید حمیدرضا برقعی.......

ادامه نوشته

عشق افغانی

سلام

بی هیچ مقدمه ای برخورد فریخته ی یک افغانی رو با عشق بشنوید:

 http://www.wasefbakhtari.com/sounds/Ayee%20Ishq_1306653099.mp3

قشنگ نبود؟؟

و مقایسش کنید با برخورد هنرمندای خودمون با عشق! و برخورد خودمون با عشق...


پ.ن.1 : فکر می کردم از وبلاگ کنار گذاشته شدم. یوزر پسم که کار کرد ذوق کردم! مرسی از مدیران عزیز! 

پ.ن.2 : هنرمند افغانی این آهنگ، ظهیر هویدا نام دارد. 

آدم و کتاب

آخرین برگ سفرنامه ی باران این است / که زمین چرکین است

یادی از قیصر امین پور.......

ادامه نوشته

داني كه رسدن هنر گام زمان است

يادمه تو يكي از سوره هاي قرآن از روز محشر از قول زيانكاران ميگه:

*"و آنگاه كه آنان مي پرسند چه مقدار درنگ كرديم؟

_ده روز يا برخي بيشتر!

و با انصاف ترينشان مي گويد بلكه بيشتر از پاره اي از روز درنگ نكرديد"*

واقعا امروز من از اين 21 سال عمرم طولاني تر بود چون زماني كه مرد، مرد...ديگه رفته...نيست...ولي الان كه

هست كاملا قابل لمسه...


ادامه نوشته

كنكور در كارتون‏ها

زیاد خنده دار نیست ولی جالبه.....

ادامه نوشته

خوش بحالت که نیستی خیلی چیزا رو ببینی ...

اصلا ندیده بودمش

اسمش رو هم نمیدونستم

اما همیشه تصورش میکردم

و تو تصوراتم خیلی ازش خجالت میکشیدم

هنوزم خجالت میکشم

قبلا از خودش،

الانم از روحش ...

ساره امامزاده شوشتري مادر سردار شهيد 'سيد محمد جهان ‌آرا' و نيز شهيدان 'سيد علي ' و 'سيد محسن جهان آرا' شب گذشته به ديدار فرزندان شهيدش شتافت.

روحش شاد و یادش گرامی

 

هفته بیست و پنحم

  معنای انتظار

انتظار به معنی امید و آمادگی برای آینده بهتر است.مثلا شخصی که تنها فرزندش بیمار می شود، در انتظار سلامتی او به سر می برد.یعنی میخواهد وضع موجود (بیماری) برطرف گردد و وضع دیگر (سلامتی) جایگرین آن شود. بنابراین انتظار از دو بخش تشکیل می شود: برطرف شدن مشکلات موجود و جایگزینی وضع نیک و عالی به جای آن.

انتظار بر دو گونه است: انتظار بی مسئولیت یا مخرب و اسارت بار و انتظار مسئولانه و سازنده و حرکت آفرین.

انتظار خام آن است که سطحی باشد و به دعا و جشن و سخنرانی اکتفا  شود. ولی انتظار مسئولانه آن است که موجب تلاش پیگیر و انقلابی گردد.

اینکه در روایات آمده است : "منتظر کسی است که در رکاب پیامبر خدا با دشمن می جنگد و در خیمه ستاد ارتش امام عصر (عج) است." چنین تعبیری بیانگر آن است که انتظار تنها به ظاهرسازی نیست بلکه بستگی به آمادگی وسیع در تمام زمینه ها برای پاک سازی محیط از آلودگی ها و بهسازی در عرصه های گوناگون دارد.

برگرفته از کتاب عطر انتظار

سید محمدرضا طباطبایی نسب

پلیمری های 13 واحدی!

خب همیشه که نباید ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ تا واحد گرفت!

حالا درسته ترم پیش واحد کم اومد گفتیم اشکال نداره استراحت می کنیم بعد ترم بعدی درست برمی داریم!

واحدا هم بوداااااا

اما خب ما هنوز خودمون به استراحت نیاز داشتیم لذا همون ۱۳ تا واسه این ترم خوبه!

البته بودند دوستانی که توان واحد های بیشتری هم داشتند، رکورد که تا ۱۷ تا هم شنیده می شد

اما شنیدن کی بود مانند دیدن! اونم وقتی هرکی رو می بینی ۱۳ واحد داره!!!!

چرا واقعاً همکاری نمی کنند؟؟؟چرا همرنگ جماعت نیستند؟؟؟؟

به نظر من که این ۱۳ واحد اصلا هم به دلیل کمبود واحد و  یا احیاناً مثلا ً به خاطر اختصاصی شدن کلاسای

خانم ها و آقایون اونم صبح روز انتخاب واحد و تداخلات پی در پی و سایر دلایلی که بوده! نبوده

بلکه

این یک حرکت خود جوش پلیمری بوده اونم به دلایل زیر:

ادامه نوشته

شوخي با اشعار بزرگان

در ادامه ي مطلب متن طنزي برگرفته از سايت تبيان در مدح و هجو تبيان به دست يك سري انسان بامرام كه عضو..........بقيشو تو ادامه مطلب بخوانيد............

ادامه نوشته

هفته بیست و چهارم

ادامه نوشته

ژوليده ي حق

 

آمدم ای شاه ، پناهم  بده

خط امانی ز گناهم بده

ای  حَرمَت  ملجأ  در ماندگان

دور مران از در و ، راهم بده

ای گل بی خار گلستان عشق

قرب مکانی چو گیاهم بده

لایق وصل تو  که  من  نیستم

اِذن به  یک لحظه نگاهم  بده

ای که حَریمت به  مَثَل  کهرباست

شوق وسبک خیزی کاهم بده

تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع

گرمی جان سوز به آهم بده

لشگرشیطان به کمین من است

بی کسم ای، شاه پناهم بده

از صف مژگان نگهی کن به من

با  نظری ، یار و سپاهم  بده

در  شب  اول که  به  قبرم  نهند

نور  بدان شام  سیاهم  بده

ای که عطا بخش همه عالمی

جمله ی حاجات مرا هم بده

 

ادامه نوشته

عيدانه

عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا
این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا

یک ماه تمام میهمانت بودیم
یک روزه به مهمانی این خانه بیا

زنده ياد قيصر امين پور

ادامه نوشته

عیــــــــد آمد و عیــــــــــد آمد ...

خدایا شکرت!

دوباره عید شد و دوباره تو گوشم اون صدای ملکوتی میپیچه:

الله اکبر

والله اکبر

ولله الحمــــد

والحمـــد لله علی ما هدینا

وله الشـــــکر علی ما اولینا

Flower

اللّهُمَّ أَهْلَ الْكِبْرياءِ وَالْعَظَمةِ

وَ أهْلَ الجُودِ وَالجَبَرُوتِ

وَ أَهْلَ العَفْو وَالرَّحْمَةِ

وَ أَهْلَ التَقّوىٰ وَالمَغْفِرَة،

أَسْئَلُكَ بَحَقِّ هذَا الْيوَمِ

الّذي جَعَلْتَهُ لِلمُسْلِمينَ عيداً

وَ لِمُحَمّدٍ صَلّىٰ اللهُ عَليْه وَ آلِهِ

ذُخْراً وَ شَرَفاَ وَ کِرامتاً وَ مَزيداً،

أَن تُصَلّي عَلىٰ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

وَ أَنْ تُدْخِلني في كُلِّ خَيْرٍ

أَدْخَلْتَ فيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد

وَ أَنْ تُخْرِجَني مِنْ كُلِّ سُوءٍ

أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آل مُحَمَّدٍ،

صَلَوٰاتُكَ عَلَيُهِ وَ عَلَيْهِمْ،

اللّهُمَّ إني أَسْئَلَكَ خَيرَ مٰا سَئَلَكَ مِنْهُ عِبادُكَ الصّٰالِحُونَ

وَاَعُوذُ بِكَ مِمّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُكَ الْمُخْلِصوُنَ

 

عید سعید فطر بر همگی مبارک!!!

دوستي عشق و عشق دوست

در دل امید دارم و در سر هوای دوست
من طوطیای چشم کنم خاک پای دوست

از من به دور گشتم و از خویشتن تهی
جز آرزوی نیک ندارم برای دوست

گویندانتظار بسی سخت و مشکل است
من در به در شدم که بیابم سرای دوست

هر محفلی برفتم و هر مجلسی شدم
تا بشنوم ز نای کسی من نوای دوست

با یاد دوست هر سحرم شام می شود
ای کاش بشنوی کلام مرا ای خدای دوست

از شعله فراق شدم پاک و سوختم
یک ذره مانده از من و آن هم فدای دوست

جز نام دوست نیست روان بر زبان کنون
چون یک امیر هست بر این دل هوای دوست

ادامه نوشته

اگر نگيم نخنديم، كي گفته پياز مي شيم مي گنديم؟

 کل کل با شاطر!

روزه دارم من و افطارم از اون لعل کذا!

آری  افطار رطب مستحبه در رمضا(!)

"شاطر عباس صبوحی" که نداد نون بهمون

رمضان شد رمضا...!( نونشو خوردیم با غذا!!)

مستزادک!

خیزید و گز(!) آرید که هنگام اذان است               ماه رمضان است

عطر پلو از سفره ی افطار وزان است                  ماه رمضان است....

 فراخوان!

"آن كيـست كـز روی کـرم بـا مـا وفـاداری کــنــد"

ما را و منزل را شبی دعوت به افطاری کند!

ثواب!

گفتند خوردن سحری را ثوابهاست

ای وای ِ ما، که بی سحری روزه خورده ایم!

شاعر: http://bolfozool.blogfa.com/



در ادامه ي مطلب شعر طنزي مي خوانيد از ناصر فيض در وصف عليرضا قزوه.........

ادامه نوشته

هفته بیست و سوم

بیا که رها شم از این همه درد

که صدا شم از این شب سرد

که تموم بشه فاصله ها ...

القدس لنا

اين شعر ممكنه زياد شعر مناسبي نباشه ولي منو ميبره تو حال و هواي انتظار

آقا جان مهدي به حق اين ساعات عزيز و پنج شنبه و دم افطار.........بيا كه ديگر فرزندانت در فلسطين نمي توانند....كجايي اي يوسف زهرا......بيا

ادامه نوشته

یادی از احمد شاملو

 
به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم،فهمیدم که بیمارم ...
خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده!
زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.
آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدودکرده بود ...
و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.
به بخش ارتوپد رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم وآنها را در آغوش بگیرم.
بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...
فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراترببرم.
زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!
خدای مهربانم برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد.
به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :


 

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم
قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم
هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.
زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم
وزمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم...



 



امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:




رنگین کمانی به ازای هر طوفان


لبخندی به ازای هر اشک


دوستی فداکار به ازای هر مشکل


نغمه ای شیرین به ازای هر آه


و اجابتی نزدیک برای هر دعا

من ، تو ، او

من , تو , او

هيچگاه در کنار هم نبوديم

هيچگاه يکديگر را نشناختيم ...

ادامه نوشته