باز گرد این مشق ها را خط بزن
تو بین منتظران هم عزیز من ، چه غریبی / عجیب تر ، که چه آسان نبودنت شده عادت
چه بیخیال نشستیم ، نه کوششی نه وفایی / فقط نشسته و گفتیم ؛ خدا کند که بیایی ....

سلام بر آقای شهیدان حسین (ع). سلام بر ابالفضل عباس. سلام بر تو ای شهید. سلام بر تو ......
رفت و برنگشت و اين رسم روزگار ماند
چشم جاده ها هنوز، محو در غبار ماند
اين همه شب است و باز، اين همه حضور تلخ
فصلهاي محکم خالي از بهار ماند
تو همان که رفتهاي، من همان که مانده ام
خواهش دوبارهات، پشت يک حصار ماند
دست مهربان تو، سمت آن طرفتر است
يک کبوتر غريب، باز بيقرار ماند
گرچه تکهتکه است و دلي شکسته است
خوب شد که لااقل از تو يادگار ماند
سالها گذشت و هيچ، باورت نميشود
چشمهاي من هنوز پاي انتظار ماند
قدر بودنمون
کنار هم بودنمون رو بدونیم....
نقش مزار من کنید این دو سخن که شهریار
با غم عشق زاده و با غم عشق داده جان

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا
28 شهریور روز بزرگداشت فرهنگ و ادب پارسی و گرامیداشت بزرگ مرد شعر معاصر ایران، شهریار دوران ها، سید محمد بهجت تبریزی را بر تمام دوستان تبریک می گوییم.
ماه من پرده از آن چهره زیبا بردار
تا فلک لاف نیاید که چه ماهی دارد
--------------------------------------------------
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
و تماشای تو زیباست اگر بگذارند
من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم
خانه دوست همین جاست اگر بگذارند
بی هیچ مقدمه ای برخورد فریخته ی یک افغانی رو با عشق بشنوید:
http://www.wasefbakhtari.com/
قشنگ نبود؟؟
و مقایسش کنید با برخورد هنرمندای خودمون با عشق! و برخورد خودمون با عشق...
پ.ن.1 : فکر می کردم از وبلاگ کنار گذاشته شدم. یوزر پسم که کار کرد ذوق کردم! مرسی از مدیران عزیز!
پ.ن.2 : هنرمند افغانی این آهنگ، ظهیر هویدا نام دارد.
یادی از قیصر امین پور.......
*"و آنگاه كه آنان مي پرسند چه مقدار درنگ كرديم؟
_ده روز يا برخي بيشتر!
و با انصاف ترينشان مي گويد بلكه بيشتر از پاره اي از روز درنگ نكرديد"*
واقعا امروز من از اين 21 سال عمرم طولاني تر بود چون زماني كه مرد، مرد...ديگه رفته...نيست...ولي الان كه
هست كاملا قابل لمسه...
اسمش رو هم نمیدونستم
اما همیشه تصورش میکردم
و تو تصوراتم خیلی ازش خجالت میکشیدم
هنوزم خجالت میکشم
قبلا از خودش،
الانم از روحش ...
ساره امامزاده شوشتري مادر سردار شهيد 'سيد محمد جهان آرا' و نيز شهيدان 'سيد علي ' و 'سيد محسن جهان آرا' شب گذشته به ديدار فرزندان شهيدش شتافت.
روحش شاد و یادش گرامی
انتظار به معنی امید و آمادگی برای آینده بهتر است.مثلا شخصی که تنها فرزندش بیمار می شود، در انتظار سلامتی او به سر می برد.یعنی میخواهد وضع موجود (بیماری) برطرف گردد و وضع دیگر (سلامتی) جایگرین آن شود. بنابراین انتظار از دو بخش تشکیل می شود: برطرف شدن مشکلات موجود و جایگزینی وضع نیک و عالی به جای آن.
انتظار بر دو گونه است: انتظار بی مسئولیت یا مخرب و اسارت بار و انتظار مسئولانه و سازنده و حرکت آفرین.
انتظار خام آن است که سطحی باشد و به دعا و جشن و سخنرانی اکتفا شود. ولی انتظار مسئولانه آن است که موجب تلاش پیگیر و انقلابی گردد.
اینکه در روایات آمده است : "منتظر کسی است که در رکاب پیامبر خدا با دشمن می جنگد و در خیمه ستاد ارتش امام عصر (عج) است." چنین تعبیری بیانگر آن است که انتظار تنها به ظاهرسازی نیست بلکه بستگی به آمادگی وسیع در تمام زمینه ها برای پاک سازی محیط از آلودگی ها و بهسازی در عرصه های گوناگون دارد.
برگرفته از کتاب عطر انتظار
سید محمدرضا طباطبایی نسب
حالا درسته ترم پیش واحد کم اومد گفتیم اشکال نداره استراحت می کنیم بعد ترم بعدی درست برمی داریم!
واحدا هم بوداااااا
اما خب ما هنوز خودمون به استراحت نیاز داشتیم لذا همون ۱۳ تا واسه این ترم خوبه!
البته بودند دوستانی که توان واحد های بیشتری هم داشتند، رکورد که تا ۱۷ تا هم شنیده می شد
اما شنیدن کی بود مانند دیدن! اونم وقتی هرکی رو می بینی ۱۳ واحد داره!!!!
چرا واقعاً همکاری نمی کنند؟؟؟چرا همرنگ جماعت نیستند؟؟؟؟
به نظر من که این ۱۳ واحد اصلا هم به دلیل کمبود واحد و یا احیاناً مثلا ً به خاطر اختصاصی شدن کلاسای
خانم ها و آقایون اونم صبح روز انتخاب واحد و تداخلات پی در پی و سایر دلایلی که بوده! نبوده
بلکه
این یک حرکت خود جوش پلیمری بوده اونم به دلایل زیر:
آمدم ای شاه ، پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده
ای حَرمَت ملجأ در ماندگان
دور مران از در و ، راهم بده
ای گل بی خار گلستان عشق
قرب مکانی چو گیاهم بده
لایق وصل تو که من نیستم
اِذن به یک لحظه نگاهم بده
ای که حَریمت به مَثَل کهرباست
شوق وسبک خیزی کاهم بده
تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع
گرمی جان سوز به آهم بده
لشگرشیطان به کمین من است
بی کسم ای، شاه پناهم بده
از صف مژگان نگهی کن به من
با نظری ، یار و سپاهم بده
در شب اول که به قبرم نهند
نور بدان شام سیاهم بده
ای که عطا بخش همه عالمی
جمله ی حاجات مرا هم بده
یک ماه تمام میهمانت بودیم
یک روزه به مهمانی این خانه بیا
زنده ياد قيصر امين پور
خدایا شکرت!
دوباره عید شد و دوباره تو گوشم اون صدای ملکوتی میپیچه:
الله اکبر
والله اکبر
ولله الحمــــد
والحمـــد لله علی ما هدینا
وله الشـــــکر علی ما اولینا

![]()
اللّهُمَّ أَهْلَ الْكِبْرياءِ وَالْعَظَمةِ
وَ أهْلَ الجُودِ وَالجَبَرُوتِ
وَ أَهْلَ العَفْو وَالرَّحْمَةِ
وَ أَهْلَ التَقّوىٰ وَالمَغْفِرَة،
أَسْئَلُكَ بَحَقِّ هذَا الْيوَمِ
الّذي جَعَلْتَهُ لِلمُسْلِمينَ عيداً
وَ لِمُحَمّدٍ صَلّىٰ اللهُ عَليْه وَ آلِهِ
ذُخْراً وَ شَرَفاَ وَ کِرامتاً وَ مَزيداً،
أَن تُصَلّي عَلىٰ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ أَنْ تُدْخِلني في كُلِّ خَيْرٍ
أَدْخَلْتَ فيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد
وَ أَنْ تُخْرِجَني مِنْ كُلِّ سُوءٍ
أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آل مُحَمَّدٍ،
صَلَوٰاتُكَ عَلَيُهِ وَ عَلَيْهِمْ،
اللّهُمَّ إني أَسْئَلَكَ خَيرَ مٰا سَئَلَكَ مِنْهُ عِبادُكَ الصّٰالِحُونَ
وَاَعُوذُ بِكَ مِمّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُكَ الْمُخْلِصوُنَ
عید سعید فطر بر همگی مبارک!!!![]()
از من به دور گشتم و از خویشتن تهی
جز آرزوی نیک ندارم برای دوست
گویندانتظار بسی سخت و مشکل است
من در به در شدم که بیابم سرای دوست
هر محفلی برفتم و هر مجلسی شدم
تا بشنوم ز نای کسی من نوای دوست
با یاد دوست هر سحرم شام می شود
ای کاش بشنوی کلام مرا ای خدای دوست
از شعله فراق شدم پاک و سوختم
یک ذره مانده از من و آن هم فدای دوست
جز نام دوست نیست روان بر زبان کنون
چون یک امیر هست بر این دل هوای دوست
روزه دارم من و افطارم از اون لعل کذا!
آری افطار رطب مستحبه در رمضا(!)
"شاطر عباس صبوحی" که نداد نون بهمون
رمضان شد رمضا...!( نونشو خوردیم با غذا!!)
مستزادک!
خیزید و گز(!) آرید که هنگام اذان است ماه رمضان است
عطر پلو از سفره ی افطار وزان است ماه رمضان است....
فراخوان!
"آن كيـست كـز روی کـرم بـا مـا وفـاداری کــنــد"
ما را و منزل را شبی دعوت به افطاری کند!
ثواب!
گفتند خوردن سحری را ثوابهاست
ای وای ِ ما، که بی سحری روزه خورده ایم!
شاعر: http://bolfozool.blogfa.com/
در ادامه ي مطلب شعر طنزي مي خوانيد از ناصر فيض در وصف عليرضا قزوه.........
که صدا شم از این شب سرد
که تموم بشه فاصله ها ...

آقا جان مهدي به حق اين ساعات عزيز و پنج شنبه و دم افطار.........بيا كه ديگر فرزندانت در فلسطين نمي توانند....كجايي اي يوسف زهرا......بيا
من , تو , او
هيچگاه در کنار هم نبوديم
هيچگاه يکديگر را نشناختيم ...