هفته صدو بیست و پنجم

در باغ گل برآتش نمرود می رسد
با شعر با صدای دف و عود می رسد

این بار هم به تارک طاغوت می خورد
سنگی که از فلاخن داوود می رسد

پیغمبران آمده، رفته، مبارک است
او که نوید مصحفتان بود می رسد

ای دست های سبز دعا گل برآورید
او گرچه دیر کرده ولی زود می رسد

جزاو به هیچ حادثه ای دل نبسته ایم
موعود جمعه، جمعه موعود می رسد

مهدی فرجی

اللهم عجل لولیک الفرج

خواب گاهی برادر مرگ است...

  

سلام خدمت دوستان بزرگوارم
نماز و روزه هاتون قبول
انشاالله که ما رو هم دعا کردید
طبعا مار نه
ما!
:)

مستحضرید که هر سال، شب تولد حضرت امام حسن (ع)
شعرا جمع می شن در بیت رهبری
(طبعا یه عده شون)

فلذا امسال که داشتم گوش می دادم شعرای کسایی که رفتن رو
دیدم یک خانمی به نام حمیده سادات غفوریان یک چارپاره ی بسیار عالی خوندن
که هر بار گوش می دم بسیار محظوظ می شم
گفتم فایلش رو بذارم
بلکم شما هم استفاه ببرید
بله!
حتی شما دوست عزیز!
:)



  

هفته ی صد و بیست و سوم



هـر راه بـجز راه تو کـج خواهـد شد

بـی لطف تو آسمان فلج خواهد شد

مـا منتظـــران اگــر بخواهیــم هــمه

امسال همان سال فرج خواهد شد



**اللهم عجل لولیک الفرج**

در شب قدر قدر خود را دان ...

 

شب قدر است و طی شد نامه هجر

سلام فیه حتی مطلع الفجر


التماس دعای ناب تو لحظه های ناب

مولوی - دیوان شمس

دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد
رخ فرسوده‌ی زردم غم صفرای تو دارد

سر من مست جمالت دل من دام خيالت
گهر ديده نثار کف دريای تو دارد

ز تو هر هديه که بردم به خيال تو سپردم
که خيال شکرينت فر و سيمای تو دارد

غلطم گر چه خيالت به خيالات نماند
همه خوبی و ملاحت ز عطاهای تو دارد

گل صد برگ به پيش تو فرو ريخت ز خجلت
که گمان برد که او هم رخ رعنای تو دارد

سر خود پيش فکنده چو گنهکار تو عرعر
که خطا کرد و گمان برد که بالای تو دارد

جگر و جان عزيزان چو رخ زهره فروزان
همه چون ماه گدازان که تمنای تو دارد

دل من تابه‌ی حلوا ز بر آتش سودا
اگر از شعله بسوزد نه که حلوای تو دارد؟

هله چون دوست بدستی همه جا جای نشستی
خنک آن بی‌خبری کو خبر از جای تـو دارد

اگرم در نگشايی ز ره بام درآيم
که زهی جان لطيفی که تماشای تو دارد

به دو صد بام برايم به دو صد دام درآيم
چه کنم آهوی جانم سر صحرای تو دارد

خمش ای عاشق مجنون به مگو شعر و بخور خون
که جهان ذره به ذره غم غوغای تو دارد