شعر جشن
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
چون شروع شعرمان از ثبت نام هشتی است
می شود از ما سوالی خیرخواهم هشتی است؟
ترم اول آلی است، باقی اش طوفانی است
پشت آن هم کوثری، ملوندی و یک هشتی است
کوثری می گفت عیسی یاوری استاد من
جملگی با هم بدادیمش جواب: یک هشتی است
چون گیاشی قصد او، چون معین سرمست او
دکتر درس زبان هم گفت او یک هشتی است
داستان ویسکوزیته درس گیتی بود و بس
هر که از حرف عسل بس خنده رفتی هشتی است
تا که می پرسید از استاد چیست ویسکوزیته
آنکه از استاد می پرسید هم یک هشتی است
تو که هستی پیر ما، چون پدر در کیش ما
شیمی رنگت به یاد بچه های هشتی است
اشترودینگر بود نقل مجالس های او
نمره های خوب او از آن مشتی هشتی است
دکتری می گفت چون سیال باش در زندگی
هر که می افتاد از درسش بدان یک هشتی است
روزکی از او بپرسیدم کیست این یودوی تو؟
اندکی پوف پوف بکرد و گفت او یک هشتی است
روز شنبه، بعد ناصر، آمده غفاریان
آنکه از عشق حرارت سوخته، یک هشتی است
سید رضا می گفت: خانوم مهندس بشکونش
عاقبت فهمید خانوم مهندس هشتی است
نام او سرهنگ باشد نام ما سرباز جنگ
هر که از او می گرفت پایان خدمت هشتی است
در کلاس کمیت، قصه چون اصحاب کهف
آنکه ورتر پتو بر سر کشیده هشتی است
عکسهای خوب تو، خوردگی در قلب تو
شعرهای سعدی ات شاید به یاد هشتی است
قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری
چون دلی قدر گوهرپی را بداند هشتی است
جرم درسش بس زیاد و جنس حرفش از سکوت
از کجا تا به کجا، تا بی نهایت هشتی است
بعد پیچ اکسترودر یا که شرح دای تی
اُ پلیمر جان تو بازم نصیب هشتی است
یاد گرجی هم کنیم، از LAB RGB
امتحان ساده اش بی شک به یاد هشتی است
چون اساسا حرف تو، چون عسل این حرف تو
نیکفزان یا که معین، فرق در یک هشتی است
چای و متلب را چه کار، اصل جمعت را چه کار
ای رفیعم چون فسنجانت ز خوان هشتی است
او پژوهشگاه نفت، قصد او در بحث نفت
اینکه در کابینه آینده اش یک هشتی است
پر تناقض حرف او، در کلاسش حرف او
در بلک لیست دل کتباب هم یک هشتی است
نایکوییست هم وزن تو، چون که بُد سرمست تو
در فضای حالتت تا عمر داری هشتی است
تا که وارد می شوی در کارگاه کامپوزیت
حرف های یک نفر یک بند از یک هشتی است
پر ستاره کیسه استاد طرح و اقتصاد
آنکه دارد آسمانی بی ستاره هشتی است
دست هایی بی شمار، چشم های خیس یار
شعر من حالا از آن دوستان هشتی است