غزلی گفت از آن دور نگاهت بکنم

و تو را آخر این شعر چو ماهت بکنم

آسمان محو تماشای نگاه تو نشست

نگهم گفت تو را باز صدایت بکنم

بنویسم ز تمام تو و این قصه نور

شبی از هجر تو آخر چه حکایت بکنم

بروم سوی خدا و بنگارم اثری

که چرا وای چرا از که شکایت بکنم

و دلیل همه باریدن و این مردم خیس

غزلم نیست شده بر چه روایت بکنم

......