......چو ماهت بکنم
غزلی گفت از آن دور نگاهت بکنم
و تو را آخر این شعر چو ماهت بکنم
آسمان محو تماشای نگاه تو نشست
نگهم گفت تو را باز صدایت بکنم
بنویسم ز تمام تو و این قصه نور
شبی از هجر تو آخر چه حکایت بکنم
بروم سوی خدا و بنگارم اثری
که چرا وای چرا از که شکایت بکنم
و دلیل همه باریدن و این مردم خیس
غزلم نیست شده بر چه روایت بکنم
......
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 16:51 توسط مرتضي مولائی
|