دوباره ساده بگویم......
 
دوباره کی تو بیایی غزل ترانه بگویم
به یاد بودن با تو دوباره ساده بگویم
دوباره قصه غصه، دوباره یاد فسانه
شبی که بی تو دوباره به یک ستاره بگویم
برای اینکه نبودی، برای اینکه نماندی
برای این همه آدم، دوباره من چه بگویم
غزل که خسته بگشته در آرزوی سخن ها
میان رفتن و ماندن، میان این... چه بگویم
تو بودی و دو سه تا خط .... برای ماندن و حتی
قلم ز بوی حضورت، بگفت: با که بگویم
همین که ساده بگویم، همین که بی تو بگویم
به یک اشاره به حسرت، به آه و ناله بگویم
مراد من، ز تو گفتن چه سخت گشته برایم
بدون بودنت هرگز! خدای من چه بگویم