یه وقتایی میاد از دنیا و تمام گند و لجن هایی که توشه خسته می شی
یه وقتایی می شه که از جدیت های احمقانه ی دنیا ملول می شی
یه وقتایی می شه که از آدما سیر می شی
یا اصن یه وقتایی میاد می زنه به کله ت که برگردی به دنیای قشنگ و بی دغدغه ی بچگی
اون موقع است که جادوی سینما به دادت می رسه.
و گاهی اون جادو هر چی ساده تر و قدیمی تر بهتر.


جادوگر شهر آز محصول سال 1939

به کارگردانی ویکتور فلمینگ

یک فانتزی عالی، قدیمی و صاف و ساده

یک موزیکال معصومانه و زیبا




در ابتدای فیلم این متن نوشته شده

For nearly forty years this story has given faithful services to the young in heart, and time has been powerless to put its kindly philosophy out of fashion.

To those of you who have been faithful to it in return…

… and to the young in heart

… we dedicate this picture.



اگر از دوستان کسی مایل بود و نتونست پیدا کنه فیلم رو، نزد بنده موجوده طبعا