هفته ی آخر...............
تمام طول سال را....
به انتظار، می تپم......
.....
بهار دیگری رسد.......
بهار بی تو و خزان سرد و سخت قلب من..........

پ.ن.: امسال که رفت و خبری نشد... شایدم شده و من نمی دونم... کاش اگر سال بعد قراره خبری بشه، منم لایق باشم بفهمم...
پ.ن.: خدایا، خیلی خون به دلش کردم... خیلی... می دونم...
دلشو از هممون راضی کن...
آمین....
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 3:41 توسط سید مهدی
|