آنجا که باد صدا را نوازش می کند

این جاده ی خاکی است

که هیاهوی گامهایت را عاشقانه فریاد می زند

و زمین مقدس

نبض خود را

از حس تپش قلب تو می گیرد

رگهای سرخ همرهان خود را گلگون می سازد

و...خون تو بر زمین جاری می شود.

چه زیباست

پناگاه سجاده ات

جایی که بی کرانگی آسمان

ابتدای آنرا طرح می ریزد

و سقفی می کشد              بربی پناهی سنگرت

سپیدترین لحظات اوج هم

از گرمای نجوایت سوختند

آندم که روح پرمعنایت

ازمعنای عشق              سرودی ساخت جاودانه

و پرندگان را در

آسمان چشم تو به رقص در آورد

بار دیگر   

شوق را در نگاه های ناباور آنها زنده کرد

و آن گاه که

به پرواز در آمدند

تو در نهان ترین نقطه ی هستی

آشکارا به آن ها

لبخند می زدی.

 

 

 

شاید هم حسی با کسانی که در لحظه به لحظه احساسشان قرار نگرفتی دشوار باشد.اما همین کافی است که آنان را مانند لوحی جاودان بر زندگی خود ببینی.

 

تقدیم به اسوه های ایثار و مقاومت که شهادت شان با ارزش ترین هدیه ممکن برای این روزهاست.